شهاب الدين احمد سمعانى
343
روح الأرواح فى شرح أسماء الملك الفتاح ( فارسى )
اى جوانمرد ! چون مبارك چيزى است اعراض از خلق ، و چون شوم چيزى است اقبال به خلق ، بنگر كه تا ملايكه بر آدم اقبال مىكردند مهمانى بود ، و چون زلّتى از وى در وجود آمد و ملايكه اعراض كردند خليفه گشت . مهتر - عليه السلام - از وطن خود به مدينه آمد سرّ غربت بر وى آشكارا گشته . يا انصار شما را به نان پارهاى مواسات بايد كرد . عجب كارى است سر همه متوكّلان تويى ، به نان پارهاى ياران را اعتماد بر خلق مىكنى ؟ گفت : ما نه بر آن مىرويم كه اعتماد ما بر خلق است ، از سر قوّت ايمان خود نمىگوييم ، بل از سر ضعيفى ايمان مىگوييم . چنان كه اعتماد كردن بر قوّت ايمان خود واجب است بر ضعف دل و يقين 6 ايشان رحمت كردن حتم است . آنگه بتدريج / b 113 / خرد خرد ، قوّت اسلام پديد آمد 7 عالم را به قهر كردن ايستاد ، كافران به حرب بدر ، سه بار چند مؤمنان بودند با عدّت و آلات و ساز و اهبت ؛ بر خاطر مهتر مىگذشت : آه چگونه بود حال اصحاب من ؟ سپاه كفر بدين بسيارى و سپاه اسلام بدين اندكى . يا محمّد ما از غيب خود كارها و رازها آشكارا كنيم ، آن حال نديدى كه با تو چه كرديم ؟ مكّيان را بر تو گماشتيم تا ترا از مكّه بيرون كردند تا آلت 8 قوّت تبار و همشهريان از تو بيفتاد . اگر امروز شما قوى بودندى و ايشان ضعيف ، و قوى را بر ضعيف دست دادمى ، خلق عالم نظارهء قوّت كردندى . من جز اين خواهم كرد ، ضعيف را بر قوى دست خواهيم داد تا همه عالم نظارهء صنع لطف 9 ما باشند . اى با سلاح بسيار مقهور باشيد ، و اى بىسلاحان قاهر گرديد 10 . و آن روز كه به مكّه درآمد شمشير كه عذبهء عذاب و جذوهء عقاب است در نهاد ، مكّيان گفتند : يا محمّد به چه آمدهاى ؟ گفت : آمدهام تا همه را به شمشير بگذارم . اى مهتر كونين پيش از آنكه برفتى ، گفتى كه مكّه حرام است و حرم است 11 . آرى ما آمدهايم تا حلّ را حرم كنيم و حرم را حلّ كنيم . من دخل دار ابى سفيان فهو آمن و اقتلوا الاخطل و لو كان متعلّقا باستار الكعبة . از وقت آدم تا اكنون كسى را در مكّه ياراى شمشير كشيدن نبود ، امّا من امروز مىكشم كه مرا حلال است . يا محمّد ! ما رضاى ترا درختى كرديم بر او توفيق و ايمان ، و از غضب و سخط تو سحابى ساختيم و باران و سيل او تبعيد و خذلان ، چون آن مهتر بديع صفات پاك ذات در عالم آمد از تخت خسرو و از قصر قيصر و تاج نوشروان و صفّهء كسرى آواز وا ويلى برآمد . روز فتح مكّه صناديد قريش و رؤساء شرك كه چون پيل مست حمله مىبردند ، چون بريق حسام انتقام مهتر بديدند ، چون كرم پيله خود